گریه کن اما قوی باش

این چند روز با تمام پیچیدگی‌هایش گذشت. با تمام اشکهای از ته دل و لبخندهای تصنعی.

با این وجود چیزی درون سینه‌ام حتی در تلخ‌ترین لحظه‌ها نجوا می‌کرد. گریه کن اما قوی باش.

ناراحتی؟
چقدر خوب این یعنی هنوز قلبی درون سینه‌ات داری. یعنی احساساتی در رگهایت جریان دارد. یعنی هنوز آدمی!
یعنی داری قوی‌تر می‌شوی. پوست می‌اندازی و لباس ضعف از تن می‌زدایی.

اما
گریه کن و کار کن.
گریه کن و زن باش.
گریه کن و خانه‌داری کن.
گریه کن و بنویس.
گریه کن و از مهمانهایت پذیرایی کن.
گریه کن برای کودک تنها رفیقت آواز بخوان.
گریه کن ظرف بشوی.
گریه کن و غذا بپز.
گریه کن و کارهای اداری را سروسامان بده.
گریه کن و دیگران را راهنمایی کن.
گریه کن و …

گریه کن اما به بهانه گریه دست از زندگی نکش.
شاید کامل نباشی. شاید پر نقص و ایراد پیش بروی.
شاید که نه، قطعا!

اما همین تلاش دست‌وپا شکسته تضمین این است که یک روز را هدر ندادی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *